تبليغاتX

†† صــلیب عـشـق ††

توصيه هاي مشهورترين هکر تاريخ
هکرها روز به روز به روش هاي پيچيده تري براي سرقت اطلاعات کاربران روي مي آورند، ولي با رعايت برخي نکات ساده مي توان آسيب پذيري سيستم هاي رايانه اي را به حداقل رساند. از آنجا که اين توصيه ها به زبان ساده و توسط يک هکر موفق سابق ارائه شده، مي تواند راهگشاي بسياري از کاربران ساده و عادي باشد. اين مطلب بر اساس نوشته هاي شخصي «کوين ميتنيک» تهيه شده است.
هکرها روز به روز به روش هاي پيچيده تري براي سرقت اطلاعات کاربران روي مي آورند، ولي با رعايت برخي نکات ساده مي توان آسيب پذيري سيستم هاي رايانه اي را به حداقل رساند. از آنجا که اين توصيه ها به زبان ساده و توسط يک هکر موفق سابق ارائه شده، مي تواند راهگشاي بسياري از کاربران ساده و عادي باشد. اين مطلب بر اساس نوشته هاي شخصي «کوين ميتنيک» تهيه شده است.

وي از جمله هکرهايي است که خوانندگان ايراني اخبار فناوري اطلاعات هم با نامش آشنا هستند و يکي از جنجالي ترين هکرهاي دنيا محسوب مي شود. وي که نام مستعار doy poster hacker را براي خودش انتخاب کرده بود، توسط وزارت دادگستري آمريکا به عنوان يکي از مهم ترين و تحت تعقيب ترين جنايتکاران رايانه اي تاريخ آمريکا معرفي شده است.

هک هاي او حتي موضوع 2 فيلم سينمايي Downtime Freebom و Takebown هم بوده است! «ميتنيک» هک کردن را با سو»استفاده از سيستم کارتي اتوبوس هاي لس آنجلس آغاز کرد تا به رايگان سوار اتوبوس شود. در ادامه به استراق سمع تلفني پرداخت و سپس به سراغ شبکه هاي رايانه اي ديجيتال و سرقت از نرم افزارها رفت.

وي دو سال و نيم از عمرش را صرف هک کردن رايانه ها، سرقت اسرار تجاري شرکت ها و افراد، ايجاد اختلال در شبکه هاي تلفني و نفوذ به سيستم ملي هشدار دفاعي در آمريکا نمود. او حتي از هک کردن رايانه هاي هکرهاي همکارش نيز ابايي نداشت. وي پس از 5 سال زندان که 8 ماهش را در انفرادي گذراند به فرد مفيدي براي جامعه مبدل شده و بعنوان مشاور امنيتي، نويسنده و سخنران در حال فعاليت است.

حفاظت از خود در محيط اينترنت کار بسيار پرچالشي است. اينترنت يک محيط جهاني است که اشخاصي بي پروا از آن سوي کره زمين قادر به شناسايي نقاط ضعف رايانه شما و سو»استفاده از آن هستند. آنها مي توانند از اين نقاط ضعف براي کنترل دسترسي به حساس ترين اسرار شما سواستفاده کنند. آنها حتي مي توانند از رايانه شما براي ذخيره سازي اطلاعات به سرقت رفته کارت هاي اعتباري يا انواع محتويات نامناسب استفاده کنند. آنها مي توانند به کاربران بي پناه خانگي يا صاحبان مشاغل حمله کنند. امروز 10 اقدام مهم و اساسي که براي حفاظت از اطلاعات و منابع رايانه اي در برابر کاربران بد دنياي سايبر بايد انجام شود، از قول اين هکر سابق به اطلاع شما مي رسانيم:

- نسخه پشتيبان از اطلاعات مهم تهيه کنيد

از همه اطلاعات خود نسخه پشتيبان يا بک آپ تهيه کنيد. شما در برابر حملات مصون نيستيد. سرقت و از دست رفتن اطلاعات براي شما هم ممکن است اتفاق بيفتد. يک کرم يا تروجان نفوذي براي از بين بردن همه اطلاعات شما کافيست.

- انتخاب کلمه عبور مناسب را سرسري نگيريد

کلمات عبوري انتخاب کنيد که معقول و منطقي بوده و حدس زدن آنها دشوار باشد. چند عدد را پشت سرهم رديف نکنيد. هميشه کلمات عبور پيش فرض را تغيير دهيد.

- نرم افزار آنتي ويروس فراموش نشود

از نرم افزارهاي ضدويروس مشهور و معتبر استفاده کنيد و هميشه آنها را به روز کنيد.

- سيستم عامل رايانه را بروز نگه داريد

سيستم عامل خود را بطور مرتب به روز کرده و تمامي وصله هاي امنيتي عرضه شده توسط شرکت طراح هر سيستم عامل را بارگذاري و نصب کنيد.

- مراقب نرم افزارهاي ضعيف امنيتي باشيد

حتي الامکان از استفاده از نرم افزارهاي ضعيف و در معرض حمله خودداري کرده و قابليت هاي خودکار نامطمئن آنها به خصوص در نرم افزارهاي ايميل را از کار بيندازيد.

- رمزگذاري اطلاعات

از نرم افزارهاي رمزگذاري اطلاعات مانند PGP در زمان ارسال ايميل استفاده کنيد. از اين نرم افزار مي توانيد براي حفاظت از کل هارد ديسک خود نيز استفاده کنيد.

- نصب نرم افزارهاي شناسايي عوامل نفوذي را فراموش نکنيد

حتما نرم افزاري براي شناسايي نرم افزارهاي مخرب جاسوس براي روي رايانه تان نصب کنيد. حتي بهتر است چندين نرم افزار براي اين کار نصب کنيد. برنامه هاي سازگار با ديگر نرم افزارهاي مشابه مانند SpyCop انتخاب هاي ايده آلي هستند.

- به دور رايانه خود ديوار آتشين بکشيد

از ديوار آتش يا firewall شخصي استفاده کنيد. پيکربندي فايروال خود را به دقت انجام دهيد تا از نفوذ به رايانه شما جلوگيري شود. اين فايروال ها همچنين مانع وارد آمدن خسارت به شبکه ها وسايت هايي که به آنها متصل هستيد، شده و قادر به تشخيص ماهيت برنامه هايي هستند که تلاش مي کنند به شبکه اينترنت متصل شوند.

- حذف برنامه هاي دسترسي از راه دور

امکاناتي را بر روي رايانه به آنها احتياج نداريد از کار بيندازيد. به خصوص برنامه هاي کاربردي که دسترسي به رايانه شما را از راه دور ممکن مي کنند (مانند Desktop Remote ، RealVNC و NetBIOS ) را حذف يا به اصطلاح bisadle کنيد.

- از امنيت شبکه هاي رايانه اي اطمينان حاصل کنيد

در جهت ايمن سازي شبکه هاي رايانه اي و به خصوص شبکه هاي بي سيم بکوشيد. شبکه هاي واي فاي خانگي را با کلمه عبوري با حداقل 20 کاراکتر ايمن کنيد. پيکربندي اتصال لپ تاپ خود به شبکه را به گونه اي انجام دهيد که برقراري ارتباط تنها در حالت Infrastructure اتفاق بيفتد.
نوشته شده توسط Siamaq در 88/05/15 ساعت 6:50 بعد از ظهر | لینک ثابت |

من تورکم

من یک تـــورکــــم،

 

 آذربـایـجـانـــــی هستـم،

 

 ایرانی نیـستم

 

 اگر ایرانی بــودم.. .

 

ارسلان آل بایراق

 

 

زبان و ادبیات بسیار غنی تورکی تدریس می شد!

 زبان تورکی ملت 35 میلیونی ما تحقیر نمی شد!

زبان تورکی ملت 35 میلیونی ما ممنوع نمی شد!

زبان تورکی ملت 35 میلیونی ما مورد انواع هجومها قرارنمی گرفت!

زبان 15 میلیون فارس بر ملت مظلوم ما  تحمیل نمی شد!

 باتحمیل زبان بیگانه،سعی در امحائ فرهنگ و زبان ترکی نمیکردند!

به صدها طومار حق طلبانه  ملت آذربایجان اندکی اعتناء میکردند!

تاریخ 7000ساله  ملت 35 میلیونی آذربایجان تحریف نمی شد!

شخصیتهای تاریخی ملت کبیر ما مورد توهین قرار نمی گرفت!

موسیقی و رقص جهانگیر آذربایجان را محلی خطاب نمی کردند!

مرا تعمدا و شیادانه آذری خطاب نمی کردند!

نام ازلی و ابدی آذربایجان را آذرابادگان نمی گفتند!

تبار و نژاد مرا به دروغ آریایی نمی خواندند!

پارسی ها را نجیب و آریائی ها را حامل خون پاک نمی خواندند!

کوروش خونریز و فردوسی تورک ستیز را قهرمان ملی نمی کردند!

جعلیات باستانی وافسانه های شاهنامه را بر تورکها تحمیل نمیکردند!

شخصیتها و قهرمانهای ملی آذربایجان نیز تکریم می شد!

به مقام استاد شهریار بخاطر روز ملی شعر و ادب توهین نمی کردند!

در تقویمهای رسمی تاریخ ملت بزرگ آذربایجان را نیز درج میکردند!

ناشرین تقویمهای تورکی را بازداشت نمی کردند!

اجازه می دادند تا نامهای تورکی برای فرزندانمان انتخاب کنیم!

زبان عزیز مادری مرا زبان تحمیلی مغول اعلام نمی کردند!

ستارخانها، پیشه وریها و شریعتمداریهای ما را شهید نمی کردند!

ضرورت کشتار تورکها را مقدمه ظهور امام زمان نمی دانستند!

درشبیه خوانی فارسها درمحرم، یزید وشمر تورکی صحبت نمیکردند!

تورکها را در تلویزیون، مخرب بارگاه سید الشهداء معرفی نمیکردند!

دهها هزار تن آذربایجانی را درآذر1325 نمی کشتد!

صدها هزار جلد کتاب تورکی  را در 26 آذر نمی سوزاندند!

این نسل کشیهای فیزیکی و فرهنگی را برآذربایجان روا نمیدانستند!

همخونان قشقائی مرا طی 85 سال گذشته 3 بار کشتار نمی کردند!

همخونان خراسانی ماراتحت فشارهای شدید فرهنگی نمی گذاشتند!

قیام ضد آریایی 29 بهمن سال 1356 را فراموش نمی کردند!

حقوق تورکها را بعد از انقلاب عظیم 57 فراموش نمی کردند!

صدهاهزارشهیدوجانباز تورک جنگ ایران وعراق را انکار نمیکردند! 

چند هزار داشناک ارمنی را بر35 میلیون آذربایجانی ترجیح نمیدادند!

اجازه نمیدادند داشناکها باخیال راحت درتهران تورکها را سلاخی کنند!

به اشغالگران ایروان، سلاح، انرژی و غذا نمی دادند!

خشم 35 میلیونی مارا بخاطر اتحاد ایران با ارمنستان درک میکردند!

در کنار فلسطین و لبنان اندکی هم از قره باغ مظلوم حرف می زدند!

ریشه های اقتصادی آذربایجان  را اینگونه بی رحمانه  نمی سوزاندند!

روستاها و شهرهای مارا ویرانه نمی کردند!

طاعون بیکاری و فقر را در آذربایجان اشاعه نمی دادند!

 سبب مهاجرت میلیونها تورک به مناطق کویری نمی شدند!

جهنم ایران مرکزی را جنت و جنت آذربایجان را جهنم نمی کردند!

مواد معدنی آذربایجان را استخراج وراهی کرمان واصفهان نمیکردند!

کمترین بودجه را به آذربایجان اختصاص نمی دادند!

سیاهترین نوع استثمار را بر آذربایجان مستولی نمی کردند!

جغرافیای ژئوپلتیک آذربایجان را عمدا در بن بست قرار نمی دادند!

میراث تاریخی و فرهنگی ما را ویران نمی کردند!

اشیاء تاریخی و اثار باستانی ما را غارت نمی کردند!

تاریخ عظیم ملت تورک آذربایجان را مصادره به مطلوب نمی کردند!

مواد مخدر را راهی آذربایجان نمی کردند!

آذربایجان را از صنایع مادر و مهم تهی نمی کردند!

صنایع بی ارزش و آلوده  کننده را به آذربایجان نمی بردند!

محیط زیست آذربایجان را به باد فنا نمیدادند!

مدیران غیر بومی را بر آذربایجان حاکم نمیکردند!

ارامنه، کردها و  فارسها را در آذربایجان مستقر نمیکردند!

حداقل 1سانتیمتر راه آهن و یا اتوبان جدید درآذربایجان میساختند!

رای اهالی آگاه تبریز را در 31 فروردین 1375 به بازی نمی گرفتند!

نمایندگان تحمیلی را به نام ملت آذربایجان انتصاب نمی کردند!

پرسشنامه متعفن فاصله اجتماعی را در سال 74 منتشر نمیکردند!

به نهادهای مدنی آذربایجان اجازه تاسیس میدادند!

موسسین نهادهای مدنی آذربایجان را تهدید و یا زندانی نمیکردند!

پیکر آذربایجان عزیز را قطعه قطعه نمی کردند!

اسامی تاریخی تورکی شهرها ومناطق جغرافیائی را فارسی نمی کردند!

نام تاریخی بحر خزر را به نامهای جعلی تغییر نمی دادند!

ایران را فقط  کشور فارسها معرفی نمی کردند!

تورکها را وحشی، بیابانگرد، فاقد تمدن وخونریز معرفی نمیکردند!

جمهوری آذربایجان را به دروغ آران نمی گفتند!

برای میلیونها آذربایجانی حداقل 1 کانال تلویزیونی تاسیس می کردند!

بخاطر علاقه به زبان مادریم،تجزیه طلب و جاسوس خطابم نمیکردند!

در کتابهای درسی و نشریات به ترکها دشنام و فحش نمی دادند!

 اطفال تورک را در مهد کودکهای آذربایجان بزور فارس نمیکردند!

اجازه می دادند تا کودکان ما به تورک بودن خود افتخار کنند!

در صدا و سیما زبان مقدس مرا به لجن نمی کشیدند!

دلقکهایی مثل ماهی صفت بعد از تحقیر تورکها مدال نمی گرفتند!

رییس جمهور سابق، ملت تورک آذربایجان را آریایی خطاب نمیکرد!

مقامات ایران، نوروز را فقط به فارسها تبریک نمی گفتند!

ایران کثیرالمله را پرشیا نمی خواندند!

پروفسور زهتابی را در شبستر شهید نمی کردند!

سوگواران مجلس ترحیم پروفسور فرزانه را تهدید نمی کردند!

فرزندان دلاور ما را در قورولتای ملی قلعه بابک اسیر نمی کردند!

لشکرهای جرار خود را در مراسم میلاد بابک، راهی  قلعه نمی کردند!

فعالین تورک را به کثیفترین تهمتهای ممکنه منتسب نمیکردند!

کنگره ها و سمینارهای ضدتورک و ضد آذربایجانی برگزار نمیکردند!

به زائرین مزار پروفسور زهتابی و فریدون ابراهیمی یورش نمیبردند!

به زائرین مزار صفرخان در تهران هجوم نمی بردند!

در تهران به زائرین مزار ستارخان سردار ملی توهین نمی کردند!

مزار شهید ستارخان را مطابق وصیتش به تبریز میبردند!

یپرم ارمنی، قاتل ستارخان را تکریم نمی کردند!

در تبریز بر سر مزار شریف باقرخان به زائرین حمله نمی کردند!

روزنامه های  تورکی  را یکی بعد از دیگری توقیف نمی کردند!

خبرنگاران و سردبیران آذربایجانی را راهی زندان نمی نمودند!

کتابهای ادبی و تاریخی مارا ممنوع و یا سانسور نمی کردند!

 شوونیستهای فارس را میدان دار عرصه فرهنگی ایران نمی ساختند!

 معلمین تورک رابه خاطر دفاع از زبان و فرهنگشان زندانی نمیکردند!

روحانیت مترقی و مدافع آذربایجان را خلع لباس و زندانی نمی کردند!

در حوزه های علمیه فارسها، تورکی را زبان اهل جهنم نمی دانستند!

مشوق آخوندهای مرتجع جهت صدور فتاوی ارتداد علیه بابک نمیشدند!

بدن مهران 6 ساله را بخاطر عشقش به زبان مادری کبود نمیکردند!

 بخاطر نوشتن جمله من تورکم، محصل را از مدرسه اخراج نمیکردند!

ملت ما را با این همه غنای فرهنگی  تورک خر خطاب نمی کردند!

تورکها رابه سوسکهای مدفوع خوارتوالتهای فارس تشبیه نمیکردند!

در نشریه رسمی ایران به آذربایجان لقب چاهک توالت نمی دادند!

اهانت کنندگان فارس زبان را به دروغ منتسب به آذربایجان نمیکردند!

 مطابق قانون حق اعتراض مدنی تورکها را به رسمیت می شناختند!

دهها فرزند رشید آذربایجان رابخاطر اعتراضات برحقشان نمی کشتند!

در سولدوز سیلاب خون براه نمی انداختند!

جنازه مطهر شهدا را به خانواده هایشان تحویل می دادند!

برای تحویل جنازه شهدا،2میلیون تومن جریمه درخواست نمی کردند!

شبانه به خانه های نوامیس ملت مظلوم ما حمله نمی کردند!

اخبار مظلومیتهای ملت آذربایجان را بایکوت نمی کردند!

شعارهای هویت طلبانه تظاهراتهای ملت آذربایجان را جعل نمیکردند!

به تظاهراتهای میلیونی انقلاب اخیر آذربایجان تمکین می کردند!

یک ملت  بزرگ را اراذل و اوباش لقب نمی دادند!

آخوندهای درباری قم، انقلابیون ترک را مفسد فی الارض نمی خواندند!

دختر معصوم 15 ساله تبریزی را شهید نمی کردند!

دانشگاهیان تورک رابه صورت فله ای بازداشت نمی کردند!

سراسر آذربایجان را به پادگان نظامی تبدیل نمی کردند!

از استقرار و ادامه حاکمیت  آپارتاید آریایی دفاع نمی کردند!

 

قطعا من یک تـــــورکـــــم،

یقینا یک آذربـــایــجـانـــی هستم،

هرگز ایرانی نیستم،

 مگر اینکه ...

 

نوشته شده توسط Siamaq در 88/04/14 ساعت 9:25 قبل از ظهر | لینک ثابت |

نگاهي به زندگاني استاد شهريار
استاد محمد حسين شهريار در سال 1285 هجري شمسي در تبريز به دنيا آمدند بعد از مدتي به دليل وجود جو ناآرام بخاطر انقاب مشروطيت پدرش او را به روستاي خشكناب از توابع قره چمن مي برد پدرش سيد اسماعيل موسوي معروف به حاج مير آقا خشكنابي از وكلاي درجه يك تبريز بودند و يك عمر در جهت دفاع از حقوق مظلومان منطقه كوشيده اند
شهريار در روستا در خانه عمه اش نگهداري مي شود و از همان زمان كودكي با دو كتاب موجود در خانه عمه ( قران كريم و ديوان حافظ) انس مي گيرد و از اول مغز و قلب شهريار با آهنگ ونظم قران و ديوان حافظ اشنا ميشود شهريار تا 6 سالگي در روستاي خشكناب مي ماند و زماني كه شعله هاي انقلاب با به شهادت رسيدن رهبرانش خاموش مي شود پدرش دو باره او را به تبريز بر مي گردانداو تحصيلات خود را نزد پدرش شروع كرده ود وران متوسطه را در مدرسه متحده و فيوضات پي مي گيرد او در ده سالگي آموختن زبان فرانسه را شروع كرد و بعد از مدت كوتاهي به زبان فرانسه نيز مسلط گشت بطوريكه در 14 سالگي به فرانسه شعر هم مي گفت شهريار ذوق ادبي خودش رامديون مادرش مي داندمادرش با اينكه سواد نداشت ولي محفوظات

زيادي از اشعار تركي و فارسي داشت او ولين شعر لطيفي را كه در پنج سالگي از زبان مادرش مي شنود با جان ود ل حس كرده وحفظ مي كند بطوريكه در اواخر عمر نيزآن شعر را از بر خوانده و از ان به شيريني ياد مي كند كه ان شعر دو بيتي تركي به مضمون زير بود
گئتمه ترسا بالاسي منده سنه سايه گليم دامنينن ياپيشيم منده كليسايه گليم
يا كي سن گل اسلامي ايله قبول يا كي تعليم ايله منده مذهب عيسايه گليم
بعد از ان شهريار با اشعار ميرزا علي اكبر صابر كه در ان زمان در ايران خيلي رايج بود اشنا مي شود و هر شعري كه از او به دستش مي رسد حفظ مي كند و در سن هفت سالگي اولين شعر خود را به تركي مي سرايد در سن نه سالگي دومين شعر خود را به زبان فارسي مي سرايد شهريار سومين شعر خود را با لهام از اشعار شاتو بريان فرانسوي مي سرايد كه يك شعر وصفي در مورد تبريز مي باشد بيشتر اشعار شهريار تا سن 14 سالگي در مجله ادب تبريز چاپ مي شد او در 29 اسفند سال 1299 وارد تهران مي شود و به سفارش پدرش اوايل تحت مراقبت دوست پدرش كمال السلطنه قرار مي گيرد او در تبريز بهجت تخلص مي كرد و درتهران تصميم مي گيرد كه تخلص خود را عوض كند برا اينكار از ديوان حافظ فال مي گيرد كه بار اول غزلي مي ايد كه مصرع اخر ان چنبن بود
كه چرخ اين سكه به نام شهرياران زد
او عنوان شهريار را براي خود بزرگ مي بيند و براي يافتن عنواني درخور ان زمان خود دوباره از حافظ كمك مي گيرد كه دو بيت زير مي ايد
چرا نه در پي عزم ديار خو د باشم چرا نه خاك سر كوي يار خود باشم
غم غريبي و غربت چون بر نمي تابم روم به شهر خود و شهريار خود باشم
به اين ترتيب او تخلص شهريار را بر مي گزيند ولي تا چند سال بعد از ان هنگامي كه براي دوستان خود شعر مي خواند بيت اخر را نمي خواند چون از تخلص خود خجالت مي كشيد استاد اشعارخود را خودشان نمي نوشتند بلكه دوستشان شهيار اشعار استاد را جمع اوري مي كردند شهيار در سال 1308 مرحوم مي شوند و اشعار را به ميز محمد علي ترقي مدير انتشارات خيام مي سپارند و در سال 1310 اشعار او با عنوان ديوان شهريار وبا مقدمه ملك الشعراي بهار و سعيد نفيسي و پژمان بختياري در قطع جيبي به چاپ مي رسد
شهريار در تهران تحصيلات خود را در مدرسه دارالفنون پي مي گيرد و بعداز يكسال وارد مدرسه عالي طب مي شود و در همان سالها در خانه يك سرهنگ ارتش مستاجر مي شود اين سرهنگ يك پسر و يك دختر داشت وشهريار در مقابل محبت هاي خانواده به درس بچه ها مي رسيده است دختر اين خانواده ثريا همان معشوقه شهريار بود كه شهريار در بيشتر غزلياتش او را پري خطاب مي كند ثريا نيز ابتدا به شهريار علاقه مند بود تا اينكه يك روز خواستگار پولدار و زورداري(تيمور تاش) براي ثريا پيدا مي شود و پدر دختر تصميم مي گيرد تا دخترش را به ازدواج تيمور تاش در اوردثريا يك روز توسط دختركي به شهريار پيغام مي دهد كه مي خواهد براي اخرين او را ببيند و مي گويد عصر در بهجت اباد منتظرم باش شهريار ان عصر به بهجت اباد مي رود ولي هر قدر منتظر مي ماند او نمي ايد تا صبح انجا مي ماند ولي از او خبري نمي شود شعر اخرين خاطره بهجت اباد گوياي اين خاطره است شهريار در اين زما ندر حاليكه تنها يكسال مانده بود تا مدرك پزشكي اش را بگيرد مدرس طب را رها مي كند
آن مرد درباري چون از علا قه شهريار و ثريا به يكديگر خبر داشت شهريار را با تهديد مجبور به ترك تهران مي كند و شهريار پس از پانزده روز بازداشت به نيشابور تبعيد مي شود
او در نيشابور شعري با عنوان زفاف شاعر كه ان را در شب زفاف معشوقه اش سروده است در ان شب شهريار بخواب مي رود در عالم خواب يكي ا ز معصومين بخوابش مي ايند و بر زخم هاي دلش تسلي مي بخشند و به مي گويد " ناراحت مباش خداي عادل چيزي را از انسان نمي گيرد مگر اينكه در مقابل چيز بهتري به بدهد گر چه واقعيت را از دست داده اي اما حقيقت بر تو ارزاني شد " شهريار تمام اين ماجرا در شعر زفاف شاعر بيان كرده است
در نيشابور شهريار با كمال الملك آشنا مي شود(در سال 1311 ) و به اين مناسبت شعر زيباي زيارت كمال الملك را ساخته است
در نيشابور بد ترين بلا ها بر سر استاد مي ايد و درد و رنج زيادي را در انجا متحمل مي شود شعر غروب نيشابور گوياي حوادثي است كه در انجا بر استاد گذشته است شهريار را از نيشابور به تهران ميي برند و بخاطر بيماري و ضعف بدني در بيمارستان بستري مي شود ثري كه در اين زمان شوهر خود را از دست داده بود ( در واقع شوهرش به قتل رسيده بود ) ار امدن شهريار به تهران با خبر مي شود و به ملاقات شهريار مي ايد گويا ثزيا قصد داسته است با اين حركت به شهريار بگويد كه من حالا اماده ام تا با تو ازدواج كنم ولي اين بار شهريار حاضر نمي شود با او ازدواج كند و همان غزل بسيار زيبا و معروف را مي سازد
آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا                   بي وفا حالا كه افتاده ام از پا چرا
بعد از مرخص شدن ار بيمارستان دو ستانش خيلي تلاش مي كنند تا مدرك پزشكيش را بگيرد ولي شهريار ان ان شهريار قبلي نبود و كار از كار گذشته بود بالاخره او مجبور مي شود براي گذران زندگي ابتدا در اداره ي ثبت و اسناد و سپس در بانك كشاورزي مشغول به كار شود در ان زمان ساعدي مراغه اي نخست وزير وقت دستور مي دهد كه شهريار چه به بانك برود يا نرود حقوقش بطور مرتب پرداخت شود درشب 23 ماهرمضان سال 1313پدر شهريار فوت مي كنند و بعد از شنيدن خبر فوت پدر شهريار شعر "در ماتم پدر" را سروده اند

 مطالب بالا از کتاب زندگانی استاد شهریار  اقتباس شده است

نوشته شده توسط Siamaq در 88/04/14 ساعت 9:20 قبل از ظهر | لینک ثابت |

آشنايی با رقص آذربایجانی

رقص تواماً و بيواسطه در درون موسيقي حيات و تحول يافته است. در سرزمين آذربايجان، از  ديرباز رقص با معني و مضمون و در عين طراوات و دارا بودن جنبه حماسي و قهرماني خود در مراسم پيش از شكار مبارزه و در نهايت پيروزي و قدرداني از خدايان طبيعت و شكستن طلسمها اجرا ميشده است. در دوراني كه انسانها، آفتاب، ماه، باد، آتش، آب، خاك درختان و حيوانات را مقدس ميشمردندو ستايش ميكردند به رسم پرستش و نيايش و عبادت طي مراسمي دست به انجام حركات موزون ميزدند. ستايش و حرمت آتش در شرق و بويژه در آذربايجان اهميت زيادي داشت. آتش مظهر روشنايي‌گرما، محو كننده تاريكي بود. و به اين اعتبار در ستايش قدرت آتش با انجام حركات  موزون با موسيقي، جشنهاي خود را انجام ميدادند. براين اساس است كه نقشهايي ايجاد شده بر  صخره هاي قوبوستان (نام محلي در نزديكي شهر باكو در جمهوري آذربايجان) اهميت حركتهاي  موزون در نزد مردمي كه در حد 0-8 هزار سال پيش ميزيسته اند را نشان ميدهد.

تكامل تدريجي رقص از گردش موزون و پريدن از آتش تا انجام مراسمي با فرمهاي بديع،  حركات ظريف، پانتوميم و تقليد و نقل، راه درازي را پيموده است. اين سلسله از حركات بامعنا،‌مفهوم و مضمون شكار، كمين، رديابي، رماندن، گرفتن وجنگيدن و با تمثيلهايي چون فرا رسيدن بهار،‌بيداري طبيعت، كاشت، برداشت، برداشت‌ محصول، باغ چيني، صيد ماهي، كومه سازي و در نهايت درحركات موزون پهلواني و حماسه هاي با شمشير كوراوغلو، با سينه اي فراخ، با نگاهي به دوردست، مغرورو گاه آرام، گاه تند، پايكوبان، با پرشها و جهشهاي سريع و نشاني از مهارتهاي جنگي، باريتم تند طبل ها، به اوج ميرسد.

زندگي مردم آذربايجان از ديرباز با رقص عجين بوده است. تاريخ انواع حركات موزون در آذربايجان از نظر فرم و نحوه اجرا،‌به صورت انفرادي يا دسته جمعي، اعم از مردانه يا زنانه و تعداد ايفاكنندگان بقدري متنوع و مبسوط است كه در فرهنگهاي تركي، كردي، ارمني، گرجي و … با نامهاي گوناگون تبلور يافته و در بسياري از موارد حركات موزون فرهنگهاي مختلف در پايه مشترك و در جزئيات باهم تفاوت دارند. با اين حال ميتوان صدها نوع از حركات موزون را بنابه نام محل يا فرد شهير، مفهوم زباني، نحوه اجرا بصورت حركات موزون غنايي و ليريك پهلواني و حماسي، مراسمي كميد و … تقسيم بندي كرد

 رقص ليريك: ياللي، شالاخو، اوزون دره، تره كمه، واغزالي، سينديرما، توراجي، گولوم آي،قيتقيلدا، آلما، لاله، دستمالي، يئري- يئري

رقص پهلواني و جنگي: قزاقي، قفقازي، لزگي، قايتاغي، كوراوغلونون قايتارماسي، كوراوغلونون باغيرتيسي، ميصري، زوتي- زوتي، زنجير توتماق، تار آباسي

رقص مراسمي: كوسا- كوسا، آذربايجان، ميرزهيي، آسماكسمه، آغيرقاراداغي و ….

توضيح درباره فرم و نحوه اجراي تمامي انچه ذكر شد در اين مقاله نميگنجد و تنها به اشارتي  كوتاه و به تفكيك از هر كدام بسنده ميشود.

 ياللي: از رقص ريشه دار و باستاني است كه در فرهنگهاي آذربايجاني، كردي، ارمني گرجي، و  برخي ديگر از فرهنگهاي آسياي مركزي بطور گستردهاي رواج دارد. ظاهراً اشعار حكيم نظامي گنجوي در منظومه خسرو و شيرين، در توصيف حركتهاي پاي ايفاگر- به مانند گردش زخمه  بر چنگ – به ياللي ميباشد:

ياللي با مشايعت نوازندگان سورناودهل در صفي طولاني، دست در دست، با دستمال يا چوبي در دست رهبر صف، بصورت جمعي اجرا ميشده است. تحول ياللي و گستردگي نحوه اجراي آن به صدها گونه آهنگ و طرح انجاميده كه از آن ميتوان به انواع زير اشاره كرد:

چولاغي، اوچ آدديم، دونه ياللي، قازقازي، كوچه ري، ائل يالليي، ايكي اياق، قالادان قالايا، شه راني، قاليئي، چوپ چوپو، و …

ياللي در دو نوع بصورت رقص مستقل و حركات موضوعي بصورت تاترونمايش – هك در حين رقص موتيفهاي قهرماني و روحيات ايلي، جواني و چابكي خود را مييابد- اجرا ميشود كه دوزياللي، سيياقوقو، ته نزهره و عرفاني از اين قسم است.

از ياللي در قسمتي از اپراي كوراوغلو ساخته ئوزير حاجي بيگوف در قسمتي از اپراي نرگس ساخته مسلم ماقامايف در قسمتي از باله گلشن ساخته سلطان حاجي بيگوف در اثري به نام ياللي  ساخته جهانگير جهانگيروف، در قسمتي از باله قوبوستان كولگهلري ساخته قاراقارایف و آهنگسازان روسي و بعضاً اروپايي استفاده شده است.

 لزگي: رقصهاي قفقاز و ماورا آن بشمار ميرود كه به شكل گستردهاي در آذربايجان متداول است. لزگي، حماسي، باوقار، پرتحرك و ريتميك است كه توسط مردان بصورت جمعي و با  هنرنمايي تك تك ايفاگران با حركات پا، پنجه پا، بصورت سريع با تمثيلي از حالت تاخت و سوار بر اسب و غالباً با خنجري در دست يا دستهاي مشت كرده، با حركاتي بديع و گاه اكروباتيك، چرخش روي زانوها، پرشها اجرا ميشود.

 قايتاغي: نوع ديگري از رقص است كه در آذربايجان با عناوين اوج دوست، يئددي قارداش ، اوغلانلار رقصي اجرا ميگردد. از قايتاغي در آثاري از گلينكا، روبنشتين، برودين، نيازي، قلييف، حاجييف، رستم اوف و برخي ديگر از آهنگسازان استفاده شده است.

 كور اوغلو: از رقصهاي قديمي است كه توسط سورنا و دهل اجرا ميشود. كوراوغلو، پرصلابت،‌حماسي، رزمي و پهلواني است كه در ابتدا با سرعتي آرام شروع شده و تدريجاً تند ميشود كه به يادبود قهرمان افسانهاي دوران فئودالي يعني كوراوغلو ناميده ميشود.كوراوغلو از قديم در انواع مختلف و با نامهاي گوناگوني مانند: كوراوغلونون قايتارماسي، ميصري، كوراوغلونون باغيرتيسي و … همچنين در ورزشهاي باستاني و زورخانه توام با  حركات موزون رايج بوده است. در زورخانه گاه در ميان رقصهاي ورزشكاران نمايشي از كشتي و حركتهايي با دست و بدن و مانند زنجيره توتماق و بالاخره به مانند دوست، ياللي را از  نوع زوتي- زوتي با حركتهاي پهلواني خاصي اجرا مينمايند.

 ميصري: (شمشير عربي منسوب به كوراوغلو) غالباً توسط عاشيقها، باريتمي شبيه به مارش و با انجام حركات مشكل و سنگين و غالباً با شمشير توسط ايفاگران اجرا ميشود.

نوشته شده توسط Siamaq در 88/04/14 ساعت 9:19 قبل از ظهر | لینک ثابت |

ِِِAzarbaycanin Milli Marshi

آذربايجان سن سن منيم                     هوريتيم شان شوهرتيم

آدين منيم اوز آديمدير                          سنسيز منيم نه قيمتيم

آذربايجان  آذربايجان                            ياشا ياشا آذربايجان

نفسيميز بابكلرين                              صابير لرين اويان سسي

ماهنيلاردا ياشار بيزيم                        بابالارين آياق سئسي

آذربايجان  آذربايجان                            ياشا ياشا آذربايجان

بيز تاريخه سيغينمادیق                        دونن وارديق بوگون وارديق

بيز دوسلوغا گوونه ره ک                           گلجيه آدليملاریق

آذربايجان  آذربايجان                           ياشا ياشا آذربايجان

گلجك بيزيمدير 

   gələcək bizimdir

نوشته شده توسط Siamaq در 88/04/14 ساعت 9:12 قبل از ظهر | لینک ثابت |